وقتی به موجودیت خودم فکر می کنم، این که چیستم و کجا هستم و برای چه به وجود آمده ام، خنده ام می گیرد از سرگرم شدن به این همه امور مضحک و بیهوده ی دنیوی.

 وقتی به این فکر میکنم که وجود من در میان میلیاردها کهکشان، مثل الکترونی است که پیرامون هسته می گردد!

 شاید تفاوت من و الکترون در این باشد که الکترون هدف خود را شناخته و در پی هدف، ولی من اختیار دارم که به دنبال هدف باشم یا نه. البته من هنوز حتی هدفم رو نشناخته ام!

 حتما نظم فوق العاده ی پدیده های طبیعی به خاطر همین وظیفه شناسی الکترون است، اما آیا امور انسانی نظمی بدین گونه دارند؟