بارها پیش آمده که دست به قلم برداشتم و مطالبی نوشتم الحق خواندنی! اما بعد، از جنبه های مختلف بررسی کرده و خود بدون هیچ تعارفی آن را رد کردم، به نظرم هیچ مفهوم مطلقا درستی در جهان وجود ندارد که ذهن آدمی به آن برسد-یا حداقل ذهن من- و آن ها که می نویسند یا از آسمان آمده و بر همه چیز آگاهند یا نمی دانند که نمی دانند!


+ داشتم پیش نویس ها رو زیر و رو می کردم به این مطلب رسیدم.
بارها نشستم با خودم فکر کردم که این جهان فلسفه ش چیه، ما برای چی اومدیم، چه کاری باید انجام بدیم، اصلا خدا الان داره چیکار میکنه، قراره چی بشه، چرا من هیچ غلطی نمی کنم!
هربار به یه جوابی می رسم، گاهی اون رو می نویسم، در حین نوشتن خودم نظریه ام رو رد می کنم!


+ نمیدونید تماشای روشن شدن هوا از پنجره ی اتاق چه لذتی داره، الان نزدیک دو هفته هست دارم از این نعمت بهره میبرم، ان شالله که ادامه داشته باشه...

+ امتحانای ترم هم داره شروع میشه...

+ و دیگر هیچ...!

+ راستی عیدتون مبارک :)

+ این پُست شوربایی رو با یه آهنگ طربناک! از محشن چاوشی تموم میکنم...